ناصر الدين شاه قاجار
56
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
مىكوبيد ، با يك نفر فراش متصل دعوا مىكرد ، حرف مىزد . خلاصه رفتم اندرون ، آلاچيق كنيزهاى انيس الدوله چون رويش پوش نداشت محفوظ بود ، انيس الدوله هم آنجا بود ، آلاچيق ريخته پاشيده ، باران هم چكه مىكرد . رختخواب انيس الدوله را آوردند انداختند ، يك طورى ناراحت آنجا خوابيدم ، صبح برخاسته رفتم حمام رخت پوشيدم . 68 ديشب زن عمو غول بيابانى ديده بود . خلاصه سوار كالسكه شده رانديم براى تهران . روز دوشنبه 22 شوال است : باز باد شديد بسياربسيار سرد مىآمد ، ديروز نقشه نظم تيپ و سوارى را كشيده به امين خلوت و كشيكچىباشى داده بودم ، امروز خيلى منظم بود ، رانديم از كوه كنارگرد گذشته ، جلگهء تهران پيدا شد . ديشب برف الى قصر قاجار زده بوده است ، بسياربسيار سرد بود ، آقا ابراهيم آبدار رفت به دهاتش كه چند شب بماند ، يحيى خان 69 هم ديشب در خانلق 70 بوده است امروز ديگر از گردنه كه گذشتم ، خيلى رانديم ، به ده حسينآباد مزرعه عباسقلى نرسيده كنار جاده به ناهار افتاديم ، توى كالسكه ناهار خورديم ، حرم آمد از پهلوى ما رد شد ، چاپار خراسان آمد ، در راه نوشتجات 71 را از امين الملك گرفته مختصرى خواندم . افشار بيك مىگفت كلاه مرا ديشب باد برد ، حالا هم مىبرد ، گم شد . قافله [ اى ] مىرفت . كاكا سياه قرهچاقى هم روى بار بود ، كاكا را گفتم آوردند ، خيلى سياه نرهخرى بود ، گفتم كيستى ، كجا مىروى ، گفت اسمم محبوب است ، غلام آقا محمد رضاى تاجر يزدى ، مىرويم به يزد ، دربار هم ماهى و اسباب ديگر داشتند ، يك تومان به غلام دادم . خلاصه بعد از ناهار رفتيم رو به تهران ، رانديم الى شهر ، باد سرد شديد آمد ، دو ساعت به غروب مانده از كوچه شمس العماره داخل باغ شديم . گفتند جعفر قلى ميرزا برادر نصرت الدوله در تبريز فوت شده است . ابراهيم خان برادر معتمد الدوله مرحوم هم